❤دنیایی دیگر❤ - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 15:15
رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به یه کافی شاپ شیک. کاراما: بلاخره رسیدیم. یوکی:اینجاست؟ کاراما: آره. بیا تو. رفتیم تو و دو تا قهوه سفارش دادیم و نشستیم کاراما: خب یادمه یه چیزی میخواستی بهم بگی. یوکی: آره، درباره یوسکه. کاراما:میدونم با ساکورا مشکل داری ولی- یوکی: حرف من مشکل داشتن با یوسکه نیست. من میخوام...
ترس یا شجاعت - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 15:15
الان همه چیز رو بهتون میگم این پسره تاچیبانا کایدو یکی از بچه های مدرسه زیاد چیزی دربارش نمیدونم ولی این رو خیلی خوب میدونم که علاقه زیادی به ماشین سواری داره ولی تو مسابقاتی شرکت نمیکنه. بیشتر وقت آزادش رو با مسابقه دادن تو خیابونا میگزرونه. تازه چند بارم پلیسا گرفتنش. خب مسابقه خیابون این بدبختیار...
- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 20:10
سلام❤ یه چند وقتی بود که اینورا پیدام نشده بود. الان دوباره اومدم. منتظر باشید که ازین به بعد خیلی چیزا میزارم.
انیمه - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 8:58
یکی از دوستان گفتن چند تا انیمه معرفی کنم. من ۱۰ تا انیمه معرفی میکنم بهت دوست عزیز: دیگری مبصر کلاس ما پیشخدمته نوراگامی گلوله سیاه یونا دختری از سپیده دم هنر شمشیر آنلاین ببر و اژدها آکادمی مهمانداری دبیرستان اوران چارلوت گوسیک همین و تمام
سلام ببخشید - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 8:40
سلام ببخشید چند وقت نبودم   رفته بودم مسافرت معذرت
توضیح - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 8:40
  خب امیدوارم خوشتون اومده باشه   منتظر نظراتتون هستم دوستان
سلام - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 21:36
الان قسمت پنجم داستان رو میزارم ببخشید که دیر شد سرم خیلی شلوغ بود
خداحافظ - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 21:36
خب همین رو میخواستم بگم تا فردا خداحافظ